پیشتر به اطلاع رساندیم که وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی یکی از اعضاء سابق حزب بنام بابک شدیدی را، پس از مدتها فشار به خانواده اش در ایران و تهدید وی برای دست کشیدن از فعالیت سیاسی، نهایتا به همکاری جلب میکند. اما او بعد از مدتی از کار خود پشیمان شد و موضوع را با حزب در میان گذاشت. سپس به پلیس سوئد مراجعه و اطلاعات خود در باره تماس وزارت اطلاعات و طرح جنایتکارانه ترور اعضاء رهبری حزب را برای پلیس بازگو و از جمهوری اسلامی شکایت کرد و سپس دست به افشاگری زد. در تاریخ ١٧ ماه مه نیز با شرکت در یک کنفرانس مطبوعاتی جزئیات بیشتری از تماس وزارت اطلاعات و طرح جنایتکارانه ای را که با وی در میان گذاشته بودند را، برای حاضرین توضیح داد. در طی مدتی که بابک دست به افشاگری زد بارها از طریق تماس های تلفنی تهدید به قتل شد.
بدنبال این تهدیدات یکشنبه شب ۲۰ جون، حدود ساعت۲۲ هنگامیکه بابک قفل درب خانه خود را باز میکرد، دو نفر نقاب بر چهره و دستکش بر دست به او حمله کردند و با یک میله ضربه ای به سر او کوبیدند و او را بدون خانه هل داده و بدنبال او وارد خانه شدند. مهاجمین بابک را با میله فلزی و چاقو مجروح کردند و او را تهدید به قتل کرده و از محل گریختند. بابک که از ناحیه صورت، گلو، دست و کتف مورد اصابت چند ضربه چاقو قرار گرفته و دچار خونریزی شده بود توسط هلیکوپتر به بیمارستان منتقل شد و تحت معالجه قرارگرفت.
شواهد و قرائن نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران دست به این عمل زده است. در این هم تردیدی نیست اعمال اینچنینی زیر نظر سفارتخانه های جمهوری اسلامی سازماندهی میشود. این اقدام برای به سکوت کشاندن بابک است. افشاگری بابک برای جمهوری اسلامی مشکل ساز شده و رژیم چاقوکش جمهوری اسلامی قصد دارد به هر قیمت مانع افشاگری بیشتر و پیگیری پرونده بشود.
تروریسم جمهوری اسلامی ایران در خارج مرزها و در اروپا امر شناخته شده ای است و تازگی ندارد. تنها در همین هفته های اخیر موارد دیگری از جمله ربودن داریوش شکوف در آلمان برملا شده است. دوره قدرقدرتی رژیم تمام شده است. این اقدامات رژیم علیه مخالفین نه از روی قدرت که از سر استیصال است. از یک سو رژیم تحت فشار مبارزات مردم و اختلافات درونی بشدت در هم ریخته است و از طرف دیگر پرونده جنایات رژیم موضوع بحث مطبوعات بین المللی شده است. صدای خرد شدن استخوانهای جمهوری اسلامی در همه جا شنیده میشود.
نباید اجازه داد رژیم مستاصل از این روشها طرفی ببندد. نباید اجازه داد دولت ها بر اقدامات تروریستی و چاقوکشی عوامل رژیم چشم بپوشند و از کنار آن بگذرند. نباید گذاشت دولت و مراجع مسئول سوئد این مساله را ماستمالی کرده و به بهانه های "دیپلماتیک" و " منافع ملی" آنرا بایگانی کنند. دولت و پلیس سوئد موظفند این پرونده را تا روشن شدن همه جوانب آن دنبال کنند و نتایج آنرا اعلام کنند. در عین حال دولت سوئد مسئول حفظ جان بابک شدیدی در مقابل هر تعرض احتمالی رژیم جنایتکار و چاقوکش جمهوری اسلامی است.
تشکیلات خارج کشور حزب کمونیست کارگری ایران
۱تیر ۱۳۸۹،۲۲ جون ۲۰۱۰






